Thursday, November 10, 2005

خواهر زن

سلام
خواهر زن
من دو تا خواهر زن دارم كه يكي از آنها از شوهرش طلاق گرفته ويكي ديگه يه دختر 22 ساله ناز وپر ادا وعشوه است كه اسمش سودابه است ودانشجوئه از شما چه پنهون كه خيلي وقت بود دنبال يه فرصت مناسب بودم كه به طريقي يه جوري باهاش حال كنم تا چند روز پيش كه اين فرصت نصيبم شد. يه روز خانومم به اداره زنگ زد وگفت كه قراره با سودابه برن عروسي يكي از اقوام براي همين خاطر منهم يك ساعت مرخصي گرفتم تا برم نهارباهم بخوريم چون اگه دير مي رسيدم بايدبراي خودم نهار حاضر مي كردم.وقتي به در خونه رسيدم ديدم كه خانومم با عجله ازدر خارج شد وتا منو ديد به من گفت ميره آرايشگاه وگفت كه سودابه توحمومه ومن گفتم كه باشه منم ميرم نهارمو مي خورم ويه ساعت مي خوابم ولي راستشو بخواين ازخوشحالي نمي دونستم چي كار مي كنم وقتي از پله ها بالا ميومدم ديدم كه در حموم نيمه بازه وسودابه داره خودشو مي شوره يه كم از لاي دراونو ديد زدم واي چه اندام خوش فرمي داشت داشتم ديونه مي شدم ديگه نتونستم خودمو نگهدارم سريع رفتم اتاق خواب ولباسامو كلاً دراوردم ودوربين هندي كمو اوردم وروي تختخواب زوم كردم آخه حدس مي زدم كارمون به اونجا بكشه بعد رفتم زود در حمومو باز كردم وسودابه رو از پشت بغل كردم يه دستمو زود گذاشتم روكوسش ودست ديگمو گذاشتم رو پستوناش واونارو دستمالي كردم يه دفه سودابه جيغ بلندي كشيد ومن دستامو ول كردم وزود شروع كردم به فيلم بازي كردن كه ببخشيد فكركردم زنمه و فلان وبا لحن ارومتري بهش گفتم كه راستش مريم(خانومم)بهم قول داده بود كه با هم بريم حموم ومن فكر كردم كه اونه سودابه هم كه يه گوشه اي دستاشوجلو سينه هاش وكوسش قرارداده بود مات ومبهوت داشت منو نيگا ميكرد دوباره شروع كردم به عذر خواهي كه سودابه گفت بابا چيزي نشده كه يه سوء تفاهم بوداز طرز حرف زدنش فهميدم كه خودشم بي ميل نيست كه با من سكس كنه به همين دليل فرصت ندادم وبا لبخند گفتم مي خواي سوءتفاهم رو بزرگتر كنيم وزود بغلش كردم وشروع كردم به لب گرفتن لذت عجيبي داشت لباش يه گرماي مخصوص ونرمي خاصي داشت يه دستموبردم پائين تر .اروم اروم كوسشو ماليدم اونم داشت حشري تر مي شد خودمو كشيدم پائين وبا نوك زبونم كوسشو ليسيدم ديگه تاب ايستادن نداشت اومدجلوم درازكشيد ومن حسابي كوسشو براش ليس زدم روي دستام بلندش كردم واونو به طرف اتاق خواب بردم روي تخت خابوندم وبغلش دراز كشيدم اروم گفت كسمو بخور ومن دوباره شروع كردم بازبونم چوچولهاش روتحريك مي كردم واونم اخ واه مي كرد ديگه صبرم تموم شد وكيرموگذاشتم در كوسش اروم فشار دادم ونوكش داخل شد سودابه گفت فرزاد مواظب باش من پرده دارم منم كيرمو كشيدم بيرون ورفتم طرف كونش با دستام كونشوباز كردم سر كيرمو گذاشتم توش با يه دستم كوسشو مي ماليدم حسابي بهش خوش مي گذشت يه دفه لرزيد وبدنش شل شدفهميدم كه ارضاء شد منهم يه كم با پستوناش بازي كردم وگفتم كه لباساشو بپوشه چون هرلحظه ممكن بود مريم سر برسه وقتي دوربينو بهش نشون دادم در كمال تعجب گفت كه نيازي به فيلم برداري نبود درفرصتهاي مناسب با من سكس خواهد كرد از اون موقع چند روز يه بار درفرصتهاي مناسب از هم كام دل مي گيريم

0 Comments:

Post a Comment

<< Home