Tuesday, November 15, 2005

دختر سرایدار

سلام
دختر سرايدار
من کلاس سوم دبيرستان بودم سرايدار مدرسه يک دختر داشت هم سن من خيلي خوشگل بود لاغر سفيد با موهاي بلوند . من و چند تا از دوستام چوندر تيم فوتبال مدرسه بوديم بعد از تمام شدن مدرسه تمرين فوتبال داشتيم اين دختر رو ميديديمو هميشه از خوشگلي اين به بچه هاي ديگه مي گفتيم هيچ کدوم حرف ما رو باور نميکردند.بگذريم من ودوستم هميشه موقع تمرين هواسمون به اين بود که اين برميگرده ببينيمش کم کم اون هم متوجه شده بود که ما ميپاييمش بعضي وقتا ميومد کنار زمين تمرين مارو ميديد تا اينکه يه بار جلوي در مدرسه ديدمش و باهاش حرف زدم اسمش زهرا بود از من 2 ماه بزرگتر بود و باهاش قرار گذاشتم که يک نامه هر روز بزاره توي جا ميز م من هم جوابشو بزارم تو جاميز تا اون برداره همين جوري حدود 2 ماه طي شد ماه رمضون بود وجام رمضان بين مدارس ما روزايي که بازي داشتيم افطاري مدرسه ميمونديم . يک روز که مسابقه داشتيم مسابقات به خاطر رفتن برق لغو شد وما برگشتيم مدرسه همه بچه ها رفتن خونشون من هم به دوستم گفنتم برم جاميزمو چک کنم بيام برق مدرسه هم رفته بود و راهروها و کلاسها تاريک بود من رفتم کلاس ديدم زهرا امده تا نامشو بزاره تا منو ديد ترسيد گفت خيلي خوشحالم ميبينمت من هم گفتم اره امد جلو منو بغل کرد و گفت دوستت دارم من باورم نميشد اين بخواهد همچين کاري کنه من هم بغلش کردم و لبامون تو هم گره خورد حسابي داشتيم لب مگرفتيم من جرات کار ديگه نکردم بعد از اين جريان مراسم نامه ادامه داشت تا اينکه مدرسه تموم شد من توي آخرين نامه واسش نوشته بودم ميخوام ببينمت و باهاش سر يه تاريخ و يک ساعت مشخص باهاش قرار گذاشته بودم من با نا اميدي رفتم سر قرار چون نميدونستم مياد يا نه!اما من رسيدم چند دقيقه بعد امد اون روز مخشو زدم تا باهم سکس کنيم من بخاطر فوتبال دو روز در هفته بايد ميرفتم مدرسه باهاش يک روز قرار گذاشتم توي کلاس اما چون مترسيديم کسي بياد قرار بود من يواشکي برم بالا اون هم کليد کلاس مارو از باباش کش بره خلاصه اون روز رسيد من رفتم بالا در کلا سقفل بود ته راهرو يه راه پله بود که هميشه تاريک بود من اونجا نشستم با کمي تاخير زهرا امد و در و باز کرد و رفت تو کلاس من هم سريع رفتم تو ديدم دوتا ميزو به هم چسبونده تا مراسممون بهتر برگزار بشه و روي ميز نشسته من رفتم تو و سلام کرديم و پاشد رفت در کاسو بست من بهش گفتم کسي دنبال تو نميادگفت نه مامانم نيست خونه بابامم گفتم ميرم بيرئن کسي دنبال من نمياد بعد از يه ذره حرف زدنلبامون تو هم گره خورد دفعه اول فقط لب بود اما دفعه دوم من دستمو از پشت گردنش کردم تو و بند سوتينشو باز کردم بعد از اتمام لب تاپ و سوتينشو از تنش در اوردم و سينه هاشو ميخوردم و ميماليدم تنش خيلي سفيد بود و رد دستم رو بدنش ميموند اون هم بکار نبود داشه با مهدي کوچولو بازي ميکرد البته ديگه کوچيک نبود از حد معمولشم بزرگتر شده بو د من اونو رو ميز خوابوندم و شلوارمو در آوردم و شلوار اون رو هم از اش در آوردم و از رو شورت کسشو ميمالوندم حسابي خيس شده بود دستمو کردم تو شرتش معلوم بود تازه حموم بوده چون اصلا بو نميداد حسابي به خودش رسيده بو د بعد از يک ذره مالوندن انگشتمو کردم تو کونش خوشش امدهي انگوشتمو تو کونش بازي ميدادم تا عضلش شل کرد برگردوندمش و کيرمو گذاشتم رو سوراخ کونش ميترسيدم دردش بگيره کونشو تف مالي کردم و کيرمو اروم هل دادم تو اروم اروم همه کيرم توش بود حسابي داشتيم حال مکرديم بعد از گذشت 10 دقيقه خيس عرقبوديم و داشتم تلنبه ميزدم احساس کردم دارم ارضا ميشم کيرمو کشيدم بيرون و آبمو رختم زمين بعد بغلش کردم و حسابي لب گرفتيم . بعد از سير شدن هر جفتمون لبا سپوشيديم من سريع رفتم بيرون در مدرسه بسته بود باز گذاشتم و امدم بيرون
pesar_bahal_bavafa@yahoo.com نظر بده جون بابات

2 Comments:

At 9:38 PM, Blogger حسام said...

نوش جانت تا میتونی بکن یاد ما هم بکن

 
At 9:51 AM, Blogger Yahya Yahya said...

09363773161دختر شهوتی اس بده

 

Post a Comment

<< Home